الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

89

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

را از ألقاب شمرده اند مستند به دليل أقوى از اين دليل نيستند پس تفريق وجهي نخواهد داشت ، بالجملة بعد از ملاحظه ميزان مذكور وتتبع مطاوي اخبار وتأمل در آثار وارده معلوم مىشود ألقاب آن جناب بيش از اين ها اتس كه ذكر شده ، وما محض تيمن به اينعددبر همين قدر اقتصار مىكنيم : " واسئل الله بحقكم وبالشأن الذي لكم عنده اى يعطيني بمصابي بكم أفضل ما يعطى مصابا بمصيبته " ج - ومسئلت مىكنم از خدا به حق شما وبه شأني كه مرشما راست نزد أو كه عطا كند مرا بواسطة مصيبت زندگى من به شما بهتريم آنچه مىدهد مصيبت زده را بواسطة مصيبتى . ش - سؤال در اين عبارت متضمن معنى قسم است ، وباء در بحقكم متعلق به مقسما محذوف است ، چه شك نيست كه باء مذكوره براي قسم است كه حقيقت أو در طلب استشفاع وتوسل است ، ودر خبر رهينه وگروگان است ، چنانچه در محل ديگر تحقيق شده . حق الشئ يحق حقا : واجب شد وواقع شد بلا شك چنانچه در ( قاموس ) است ، وحقيقت حق ثبوت است ، واز اين جهت خداى تعالى را حق گويند ، وهم چنين مقابل باطل را ، وامر مقضى وعدل واسلام ومال وملك وواجب وموجود وصادق وموت وجزم كه حق در همه استعمال مىشود به همين جامع است ، واز اين باب است حق مقابل حكم ، مثل حق مطالبه عوض مثلا در بيع كه اشاره به أو كرده است در ( قاموس ) وگفته است وواحد الحقوق ، ومراد به حق أئمة عليهم السلام در اين عبارت ، يا شرف وفضل ثابت براي ايشان در نزد خداى عز وجل است به احقيت كه بر خداى تعالى دارند به جهت دين ونشر معارف ، وزرع ايمان